من

آرام…
ساکت…
خاموش…
تاریک…

مرده.

~ با Leo در مارس 7, 2009.

13 نظر to “من”

  1. سلام…
    مینویسی…
    زنده ای…

  2. سلام…
    کجایی؟!
    دلم برات تنگ شده بود… بهتری؟… سال داره نو میشه اما من هنوز حسی ندارم بهش…

  3. Khafekhun gereft ta in ke mord!
    ye sari ba ma bezan

  4. az bloget khosham oumad ye juraye khassie
    albate be nazare man!!!
    age ba tabadol link movafeqi khabar bede
    rasti age oumadi nazar yadet nare

  5. الان تو نو شدی یا نه؟

  6. مگه اصلآ آدم نو میشه؟! آدمها کهنه میشند. سالخورده میشند. 18 سال میشه 19 سال. 24 سال میشه 25 سال. ولی خوب، این کهنه شدن تجربه رو به همراه داره و تجربه است که باعث تصمیمهای نو میشه.

  7. هستي رفيق

    باش ………. لازمت داريم :)

  8. داشتم عکسهای خانوم جومونگ رو می دیدم !!!
    الانم دوست دارم سرطان خون داشته باشم… بیشتر از قبل… من دوست دارم کهنه بشم… اما نو میشم… پپرتر میشم… خسته تر و عصبی تر… دومین عید وحشتناک زندگیم بود…

    چی کارا می کنی… چون می دونم حال درس رو نداری نمی پرسم که برا کنکور برنامه ای داری یا نه؟!

    به فکر پسر جدیدی نیستی تو زندگیت؟ آدم جدیدی رو نچشیدی؟

    روزات چه جوری میگذره؟

  9. فهر چیه؟!!!
    دو بار با موایل برات نظر گذاشتم اما مثل اینکه با gprs نیومده. خوبی؟
    کلی برات چیز نوشته بودم…
    وحشتناک آرزوی سرطان خون دارم… وحشتناک…
    چی کارا می کنی؟! از درس خوندن فرار می کنی؟
    خوش میگذره؟
    بهم زنگ میزنی؟

  10. قهر رو نوشته بودم فهر

  11. نه :دی تو که می دونی من عمل گرا نیستم .

  12. یعنی شماره من اینجا می مونه :( ؟ نه دیوونه اصلا نمی خواستم این حرفایی رو که گفتی بهت بزنم یا بهم بزنی . میدونستم تو چه حس و حالی هستی می خواستم گپ بزنم باهات . اگه نمی خوای که هیچی اگه زنگ زدی هم خوشحال می شم .

  13. آره . میلت رو ندارم فقط . یه دفعه یه کامنت بزار تو وبلاگ با میل درستت اگه میلم رو نداری . اگه تونسنی لاگین کنی بلاگت رو هم میلم پایین کامنتام هست

يك پاسخ برايش بگذاريد